عاشق این جنده های سه تا 100 تومنیم که میشینن روبروت و به زور ِ شیر و شیکر قهوه رو میخورن و سینه های بدون سوتین رو ولو میکنن رو میز و برات دربارهء فلسفه و عرفان و کارای راجر واترز و گانز سخنرانی میکنن . میدونی چارش چیه ؟ خیلی سادس گارسن رو صدا میکنی و ازش یه تیکه کاغذ میگیری و روش مینویسی : اینقذه کس ِ من ، کسِ همسایه نکن . آخرش چند ؟ بعدش به هوای توالت پامیشی میری و ورقه رو میدی به ویتر تا بعد رفتنت بده دستش . یادت باشه پول میز رو هم حساب نکنی . بذار بفهمه تموم فلسفه هاش چس مثقالم نمی ارزه
+
نوشته شده در Tue 27 Mar 2007
