تبليغاتX
خشتــــــی دیگـــــر در دیـــــــــــوار

 

http://brick.blogfa.com/post-73.aspx

 

+ نوشته شده در Fri 21 Dec 2007



موجودی بود مهربان ، مهربانترین بود . مأمنی بود امن ، مأوایی بود گرم . مادر بزرگ بود .

بزرگترین بود . پس از او نه دردی از من دوا شد و نه مآمنی یافتم . نه کسی او شد و نه

کسی او خواهد شد . پس از او سرگردان شدم ، آوارهء دنیا شدم . تا بود نبودم . حیف بود

و حیف شد . با بودنش چه کردم و با رفتنش ؟ ای خاک ، ای خاک ...









مادر بزرگ ، مادر بودی و مهربان . مهربانم ؛ مهربان ترینم . بگو چه کنم با اینهمه غم تنهایی .

بگو با که گویم اینهمه درد . کجا دفن کنم اینهمه خستگی . کجا بیاسایم بدور از تو . مادر بزرگ

کاش پیشم بودی ، کاش مثل همیشه سرم را در بر میگرفتی و نوازش میکردی . کاش باز هم

برایم قصّه میگفتی . کاش باز هم به دردم گوش میسپردی . مادر بزرگ ، کاش پیشت بودم . از

زندگی پوچ برایت میگفتم و تو دلداری ام میدادی . کاش حداقل ، لااقل امیدی به من میدادی ،

کاش میگفتی که پی ام میایی ، مادرم ، مادربزرگم ؛ به مهرت قسم که دیگر طاقت زندگی ندارم

خودت که میبینی ، پس از تو سر بر دامان کسی نگذاشتم ، آخر هیچ دامانی بوی تُرا ندارد . هیچ

دستی نوازش دستان فرتوت تُرا ندارد . مادر بزرگ ، آخرین خواهش ؛ تو که اینقدر خوب و با مرام

و با صفا بودی ، تو که ستّار بودی ، تو که رفیقم بودی ؛ آخرین خواسته ام را هم بشنو . میدانم که

نمی آیی . میدانم که الان نشستی و داری به ریش من و تمام زنده ها میخندی ، اجازه بده با هم

به ریش تمام این رباط های متحرّک الکی خوش بخندیم . به اسمت قسم که دیگر هیچ وقت ؛

هیچ وقتِ هیچ وقت تقاضایی نمیکنم . مادر بزرگ ؛ تو که هیچ وقت به من نه نگفتی .



مادر بزرگ جان


دیـــــــگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــر طاقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت نــــــــــــــــــــــــــــــــــدارم





مادربزرگ
گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اولين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم …







+ نوشته شده در Sat 24 Nov 2007

 

اوّل اینکه ( سانسور شد )

دوّم اینکه ............................................................................

.................. ( سانسور شد )

سوّم اینکه انگلیس هم رید به حیثیت فوتبال .

چهارم اینکه ( سانسور شد ) ( بگو ای والله به اینهمه احساس )

پنجم اینکه ( سانسور شد )





+ نوشته شده در Fri 23 Nov 2007