سلام ديوونه ؛ امشب اصلآ حال نوشتن ندارم ، ولي هرجور شده مينويسم . ديوونه جونم ، امروز پياده رفتم تا همونجايي كه 10 سال پيش همديگه رو ديديم .وايسادم زير همون درخت توت . همون درخت توت ته خيابون ميراسماعيلي . بغل بيمارستان شفايحيان . پشت مجلس . همون آهنگه رو هم كه دوست داشتي گوش كردم . يادته گفتم 10 سال ديگه هرجا كه باشيم و با هركي كه باشيم ميايم اينجا ديدي كه من بدقولي نكردم و اومدم . ديدي كه گفتم تو نمياي و نيومدي ؟ ديدي كه هميشه حق با من بود ؟ يا شايدم تو اومدي و من نديدمت ؟ اصلآ ديوونه ؛ اومديو من نديدمت ؟ راستي ديوونه ؛ آخرين بار كجا ديدمت ؟ پشت ماشين بابات ؟ پلاك ماشينش هنوز 72599 تهران ميمه ؟ ميبيني ديوونه ؟ هنوز يادمه . تو چي ؟ يادته آخرين بار منو كجا ديدي ؟ نميدونم آدما كه ميميرن چيزي يادشون ميمونه يا نه ؛ هنوز نمردم كه بفهمم . خدا نكنه ، خدا نكنه با مُردنم تو رو يادم بره . ميبيني ديوونه ؟ ميبيني كه چقدرعوض شدم ؟ بجاي پيرهن آكار و شلوار شيش جيب ، تي شرت نايكي وشلوار ليوايز ميپوشم . بجاي عطر مشهدي و پلي بوي ، دولچه گابانا ميزنم . ديگه اون انگوشتراي نقره رو هم دستم نميكنم . يه رينگ ورساچه دستمه . ديگه با اوتوبوس جايي نميرم ، خودم دو سه تا ماشين دارم . ديگه به همديگه تو اوتوبوساي خطّ 213 بهارستان – سيزده آبان نميخنديم . ديگه تو به پيليسه هاي شلوار من نميخندي ، منم به كفش قرمزاي تو . شباي تعطيلي بجاي جمشيديه . ميرم مرسي نايت كلاب . ديگه براي كسي رژ لب نميخرم ، راستي تو هنوز كسي رو داري كه براش گل رُز زرد بخري ؟ يادته ؟ برام رُز زرد ميخريدي . چقدر ديوونه بودي ،چقدر ديوونه بودم ؛ ديوونه . ميبيني ديوونه ؟ همه چي دارم . همّه چي دارم ؛ الّا تو رو . اومدم دم خونت . اومدم و گفتم كه قول ميدم ديگه بهت حرفاي بد نزنم . خواهشاي بد نكنم . قول دادم كه ديگه چاييمو داغِ داغ بخورم . قول دادم كه ديگه نصف شب نرم چالوس . قول دادم كه ديگه بي خبر نرم تركيه . قول دادم كه ديگه باباتو نزنم . قول دادم كه ديگه دم در مدرسه دخترونهء خيابون ايران وا نستم . قول دادم كه ديگه داداشتو بي اجازه جايينبرم . قول دادم كه ديگه به آبجي كوچيكت نگم آكله خانوم . قول دادم كه ديگه كتابامو به اون سليطهء طبقهء بالائيتون ندم . قول دادم كه ديگه نامه هامو لاي كتاب تاريخ دست مامانت ندم . قول دادم كه ديگه جلوي تو از دخترِ خانوم موسوي تعريف نكنم . قول دادم كه ديگه روزي 2 بسته سيگار نكشم . قول دادم كه ديگه مست نكنم ، كه ديگه سراغ بسيجياي مسجد شفا و احمديه نرم . قول دادم كه ديگه توپ پلاستيكياي مغازه امير خانو بلند نكنم . قول دادم كه ديگه به آبجي پژمان نگم جنده 5 زاري . قول دادم كه ديگه شيشهء خونه هانيه اينا رو نشكنم قول دادم كه ديگه با اكرم و حسين و مهتاب خاله بازي نكنم . قول دادم كه ديگه حبيبو خفه نكنم . قول دادم كه ديگه سر ظهر با كلنگ به جون ديوار خونتون نيفتم . قول دادم كه ديگه از خَشي كتك نخورم . قول دادم كه ديگه ... آها ، قول دادم كه ديگه پينك فلويد گوشنكنم . خيلي قولا دادم ؛ ولي تو بلند نشدي . مثل مُرده ها تو قبرستون خوابيده بودي .مگه تو چقدر مُردي كه با اينهمه قول هم زنده نميشي ؟ مگه من چقدر بد بودم كه تو بايد ميمُردي ؟ اصلآ مگه تو چقدر خوب بودي كه من بايد اينقدر بهت قول بدم ؟ اوه ، تند رفتم . ميبيني ديوونه ؟ هنوزم داغ ميكنم و دري وري ميگم . حالا ناراحت شدي ؟ ببخش منو . اين رَگِ تُركي هميشه مايهء دردسره . ميبيني كه هنوزم ازت طلبكارم . نميدونم ، شايد اگه خودتم بودي همينطور طلبكارم بودي . امروز اومده بودم كه ببينمت . اومدم و نشستم پشت همون شمشاداي باغچهء الهام اينا . چقدر همه چي عوض شده . چقدر همه چي زود عوض ميشه ؟ يعني اگه تو هم نمُرده بودي اينقدرعوض ميشدي ؟ من كه عوض نشدم ، عوضي هم نشدم . يا شدم ؟ نميدونم ، تو بهتر ميدوني و بهتر ميبيني . اصلآ تو منو ميبيني ؟ ميگن مُرده ها بهتر از زنده ها ميفهمن و ميبينن . ديوونه جونم ، ميبيني كه با چه گوسفندايي طرفم ؟ همه اوتو كشيده و سيخونكي و نفهم و چرتكه به دست . همه ذليل و بت پرست . چي دارم ميگم ؟ اصلآ كسّ ننه همشون . ديوونه جونم ، هفتهء پيش يه دختره رو ديدم ، مثل خودت بود . البته فقط نگاهش مثل تو بود . مثل تو هم راه ميرفت ، ولي بيشتر از نيم ساعت نتونستم تحمّلش كنم . همش بهم ميگفت : قربان ! آقا ! حالم بد شد اينقدر پيشش لبخند مصنوعي زدم . ميدوني ؟ تو يه جور ديگه اي بودي ، بهم ميگفتي آقا خره ، ولي مزّش خيلي بهتر از اين تعارفاي چوب تو كـوني بود . دلم لك زده براي صدا زدنت . براي غر زدناي وقت و بي وقتت . براي قطع كردن تلفنهات . براي رُزهاي زردت ، براي ديوونه بازيهات ، براي دوچرخه سواري هاي پارك چيتگر ، براي پياده رويهاي دارآباد . دلم لك زده براي خودم و خودت . فقط براي خودم و خودت . تو كه رفتي و خيالتو راحت كردي . من موندم و خودم و يه دنيا حسرت و اينهمه ديوار و در به دري هاي روزمرّه . من موندم و اينهمه هندونهء شب يلدا ، من موندم و اينهمه پارك جمشيديهء شب يلداي 10 سال پيش . من موندم و حسرت بوسيدنت . حالا ميام ميشينم و به سنگ قبرت خيره ميشم و باهات حرف ميزنم . حالا دارم تقاص روزايي رو ميدم كه جوابتو نميدادم . تقاص روزايي رو ميدم كه تنهات گذاشتم . تقاص ميدم . بايد زنده بمونم و تقاص بدم . راستي دلت ميادمن تقاص نبودنت رو بدم ؟ ميدونم كه هر چقدر هم عوض شده باشي و عوضي ، دلت نمياد كه از من تقاص بگيري . پس بيا و مرد باش و حداقل به خوابم بيا و بازم دلداريم بده . خودت كه ميدوني اينقدر سيگار و مشروب دردي ازم دوا نميكنه . خودت ميدوني كه هيشكي بجز تو ديوونم نميشه . بيا و بازم ديوونه شو و با اين ديوونه بساز . همين . راستي ؛ يه چيز ديگه بگم و برم بميرم ؟ اگه احيانآ يه جائي شنيدي كه به آبجي پژمان گفتم جنده 5 زاري ناراحت نشو ، چون واقعآ هست . شب به خير ديوونه . بعدآ نوشتم : ترانه’ 1
+
نوشته شده در Fri 19 Dec 2008
|
