تبليغاتX
خشتــــــی دیگـــــر در دیـــــــــــوار

 

 

این آیپاد نفهم من گاهی اوقات بدجوری حال آدم رو میفهمه  .

رفته بودم محل قدیمی تا خاطره ای تازه کنم . یهویی این آهنگ

کوچه رو پخش کرد و منو برد تا بیست و خورده ای سال پیش .

داشتم میرفتم خانقاه تا بقول بچّه ها اشکی بریزم و یه کمی

سبک بشم . گفتم سر راه یه سری هم به محل قدیمی بزنم و

یه نگاهی به قدیم تر ها کنم . همینجور رفتم و رفتم و رفتم و

تمام کوچه پس کوچه های عین الدوله رو گشتم . حتّی باز هم

پای اون درخت توت ته کوچه آجانلو سرپا شاشیدم تا به خودم

ثابت کنم همون کثافتی که بودم باقی موندم . از آبشار و گوته و

فیاض بخش و شبلی گذشتم ، از دکتر سنگ و تقوی و بازارچه

و سقاباشی و معتمدالممالک هم گذشتم و تمام بچّگی رو

شخم زدم . یهو هوای آقا مشالله به سرم زد . فکر نمیکردم اون

وقت شب دم مغازه باشه . مغازهء آقا مشالله ، تنها کلیدساز محل

رو مسجد اشغال کرده تا دیگه کسی کلیدی واسهء درای بستهء

خودش! نسازه . پرسون پرسون آدرس مغازهء جدیدشو پیدا کردم و

شب احیائی سر وقتش رفتم . فکر نمیکردم منو بشناسه ، ولی

خوب شناخت و اتّفاقآ حسابی هم خوب شناخت . آخه بهش ۵۰

 تومن بدهکار بودم .

گفت که نامه های ۲۴ پیش من به دخترش رو هنوز نگه داشته و

هر روز و هر شب اونا رو میخونه . ولی هنوز برای خودمم سئواله

که چرا این موضوع رو میدونست و حداقل یه بار گوش منو نپیچوند

و دعوام نکرد .

 

                      

sheblie

 

 

+ نوشته شده در Mon 21 Sep 2009 |



علی رو عشقه

+ نوشته شده در Wed 9 Sep 2009



هیس ،

خدا خوابه ، منم خوابم . نکنه بیدار بشیم



+ نوشته شده در Mon 7 Sep 2009



بعضی ها را نمیتوان دوست نداشت .

برای بعضی ها نمیشود نمُرد .

بعضی وقتها نمیشود نمُرد .



+ نوشته شده در Sat 29 Aug 2009 |



اینجا تهران .

نگران هیچ چیز نباشید .

همه چیز الکی و همینجوری و خرکی ادامه دارد .

حتّی شما دوست عزیز .



+ نوشته شده در Fri 28 Aug 2009



جواب تمام نامه ها رو ميشه تو آدرس SHIT@W.C پيدا كرد .



+ نوشته شده در Thu 27 Aug 2009

 

 

تو که نه گاو بودی ،

نه بیشعور و بدبین

( مثل من )،

حالا چه میکنی با این هوا

چه میکنی با آدما ؟

 

 

+ نوشته شده در Mon 24 Aug 2009

 

 

خودم را یادم نیست ،

بهترین دوستانم ،

بهترین مشتری هایم بودند ،

من حروف چین صفحهء تسلیت روزنامه ام .

 

 

+ نوشته شده در Mon 24 Aug 2009 |

 

 

پدر آدم زحمت کشی است .

کار میکند و عرق می ریزد .

ما هم کار میکنیم و عرق میخوریم .

 

 

+ نوشته شده در Mon 24 Aug 2009

 

 

من غیر استاندارم ،

نشان به آن نشان که ۳۴ سال و چند ماه از تاریخ تولیدم گذشته

ولی تاریخ انقضائم روی محصول درج نشده ،

من غیر استانداردم .

فقط من غیر استاندارم ،

نشان به آن نشان که همگی شما تاریخ انقضا دارید .

 

 

+ نوشته شده در Mon 24 Aug 2009 |

 

 

چشم ها که هیچ ،

به خیسی آسمان هم نمی توان اطمینان کرد ،

از بس که این روزها آبکی شده اند مردُم .

 

 

+ نوشته شده در Mon 24 Aug 2009 |



من سیاوش نیستم ، سپیدوشم

خودکشی کردم ؛

بجای اسید ،

بر چهره ام روغن ترمز ریختم ،

رنگم پرید

سپید شدم ، 



+ نوشته شده در Mon 24 Aug 2009