تازه ، اگه از کسی هم برای سیگارت آتیش بخوای ؛ جای سیگار به جونت آتیش بزنه .
+
نوشته شده در Thu 5 Nov 2009
|

من ديوانه نيستم . باور بفرمائيد كه ديوانه نيستم . بي ادب و
بي كلاس هستم ، بد زبان و بي فرهنگ هستم ، ولي ديوانه
نيستم . حالا كه چي ؟ اينكه يه صدا چند ساله توي گوشمه .
نميدونم صداي چيه ، ولي خيلي به صداي پا شبيهه ، انگار يه
كسي چند ساله دارم به طرفم مياد و شب به شب هم نزديك
تر ميشه .
قسم به خداوندي خدا كه ديشب صداي پا از هميشه نزديكتر
بود .انگار بعد از اينهمه سال داره بهم ميرسه . صداي كفشاش
مثل ناقوس كليسا اكو داره و صداي بازگشتيش پس زمينهء
صداي پاهاس و انگار كه يه جمله رو داره تكرار ميكنه . ديشب
با دقّت گوش كردم . يه چيزي رو تكرار ميكرد . انگار ميگفت :
صفحهء سوّم ، صفحهء سوّم ، صفحهء سوّم .
نميدونم دقيقآ منظورش چيه ، فقط احتمال ميدم منظورش
صفحهء سوّم شناسنامه ام باشه ، احمق فكر كرده من از
اين تعارفا ميترسم .
ببينم ، شما هم از اين صداها تو گوشتون دارين ؟ يا من جدآ
ديوانه شدم ؟ بگين بهم ، ناراحت نميشم .
+
نوشته شده در Tue 3 Nov 2009
|

همشهري محترم ؛ ميخواد باورت بشه ، ميخواد نشه . ولي از ساعت 6 صبح الي 12 شب توي اين شهر هيچ كسي هيچ كار زيبائي انجام نميده . پس نوشت : كارهاي زيباي شبش هم چندان بدون درد و خونريزي نيست .
+
نوشته شده در Mon 26 Oct 2009
