زُل زده بود به ســنگ
قبري كه روبرويش بود و زير لب پچ پچ ميكرد . قبر تازه به نظر
ميرسيد . خيلي تازه . مثلآ امروزي ! جلوتر كه رفتم شنيدم دارد
غُر ميزند ؛ احتمالآ به صاحب قبر - خيلي نامردي ، چرا تاريخ
تولّدت رو بهم دروغ گفتي ؟
+
نوشته شده در Thu 25 Sep 2008
|
